عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 56

عوارف المعارف ( فارسى )

اشعار فارسى و عربى منقول در كتاب مصباح و ترجمهء حاضر تقريبا نسبت معكوس دارند : مصباح حدودا هفت بيت فارسى و يك‌صد و سى و سه بيت عربى دارد ، در ترجمه حدود چهارصد و هفتاد بيت فارسى و بيست و سه بيت عربى هست ، و نحوهء كاربرد آنها نيز متفاوت است : پس جمع بىتفرقه عين زندقه بود ، و تفرقهء بىجمع محض تعطيل . . . و اين دو بيت ، كه جنيد راست ، در اين معنى وارد است : قد تحقّقتك فى السّر فناجاك لسانى فاجتمعنا لمعان و افترقنا لمعان ( مصباح ، ص 128 ) شيخ - رحمه - گفت : جمع بىتفرقه زندقه باشد و تفرقهء بىجمع تعطيل . جنيد - رحمه - گفت : قرب به وجد جمع است و غيبت واجد در بشريّت ، تفرقه . . . آشنايان اين بارگاه و چابك‌سواران اين شكارگاه وجود كون و مكان از ديدهء جهان نهان كنند ، و در اتّصال متلاشى شوند ، و ورد وقتشان اين باشد بيت : هرگه كه دلم با غمت انباز شود * صد در ز طلب بر دل من باز شود ( ترجمه ، ص 192 ) تاريخ ترجمه ( 665 ه ) مقدّم بر تاريخ تأليف مصباح الهدايهء عز الدّين كاشى ( متوفّى 735 ) است . از اين رو ، نثر ترجمه بالنّسبه روان‌تر از مصباح الهدايه و جملات و عباراتش از كلمات مغولى و تكلّفات معمول در تأليفات آن عصر عارى است . ذكر چند نمونه از دو كتاب در موضوعات مشابه و متّحد ، اين معنى را نشان مىدهد : آمده است كه ابو عبد اللّه مروزى - رحمه اللّه - وقتى خواست كه سفر كند ، ابو على رباطى - رحمه اللّه - از وى طلب مصاحبت كرد . ابو عبد اللّه گفت : به شرط آنكه تو امير باشى يا من . ابو على جواب داد كه تو امير باشى . پس ابو عبد اللّه زاد او بر سر زاد خود نهاد و برداشت . شبى در صحرا باران يافتند ، ابو عبد اللّه بايستاد و همه شب گليم خود بر سر ابو على بداشت و از باران محافظت كرد ؛ و هرگاه كه ابو على با او گفتى : مكن ، ابو عبد اللّه گفتى : نه من اميرم و بر تو انقياد و طاعت لازم ؟ ( مصباح ، ص 267 ) منقول است كه عبد اللّه و ابو على رباطى در سفر رفيق يكديگر بودند . عبد اللّه بو على را گفت كه من پيشرو باشم يا تو ؟ بو على گفت : تو پيشرو باش . عبد اللّه رخت خود و از آن بو على برمىداشت . يك شب باران مىآمد ، عبد اللّه همهء شب بر سر بو على بايستاد و گليم خود سايبان او ساخته تا او را از باران زحمتى نبود . چون ابو على منع كردى ، وى را گفتى : ترا نرسد كه بالايى كنى ، كه من پيشروم و حكم من بر تو نافذتر است و ترا مطيع و